محمد بن ابى الفضل المفتي ( حميد مفتى )
89
قاموس البحرين ( فارسي )
و مادّه و صورت و غايت نگفتهاند ، بنا بر فايده است . امّا فايدهء اين قيد در علّت فاعليه آن است كه فاعل مختار و موجب در تحت وى مندرج گردد . و در علّت مادّيه آن است كه مادّه حقيقيه كه آن مادّه اولى است ؛ يعنى هيولاى جسم و آنچه سادّ مسدّ مادّه حقيقيّه است ؛ يعنى مادّهء ثانيه كه مادّهء مركّبات است ، چنان كه چوب به نسبت تخت در وى درآيد . و در علّت صوريه آن است كه صورت حقيقيه كه آن هيئت مخصوصه است ، چنان كه صورت تخت و آنچه جارى مجارى اين صورت است ، چنان كه صورت نوعيه « 1 » ، در وى داخل شود . و در علّت غائيه آن است كه غايت حقيقيه ، چنان كه حصول ثمره از شجر و غايت عرضيه كه مسمّى به « غرض » است ، در وى تداخل پذيرد . فصل چهارم در بيان علّت صوريه علّت صوريه عبارت است از جزئى كه كلّ بدان جزء بالفعل گردد ، چنان كه صورت سريريه به نسبت سرير . و بدان كه صورت بسائط ، نفس طبيعت بسائط است ، چنان كه صورت آب مثلا . و ليكن به اعتبار آنكه مقوّم نوع است « صورت » مىخوانند . و به اعتبار آنكه مبدأ آثارى است كه مختصّ به نوع است ؛ يعنى مبدأ تغيّر و ثبات است « طبيعت » مىگويند ؛ چه طبيعت مبدأ قريب تغيّر و ثبات محلّ خويش بذات است ، چنان كه تغيّر آب مثلا از سخونت به برودت . زيرا كه اين تغيّر ذاتى آب است ، چه طبيعت آب مقتضى برودت است ؛ بخلاف تغيّر آب از برودت به حرارت . زيرا كه اين تغيّر به امر خارجى است . و چنان كه ثبات آب بر برودت ؛ چه اين ثبات ذاتى آب است . امّا صورت مركّبات ، جائز است كه مركّب از صور بسائط او بود ، چنان كه صورت ترياق . چه صورت نوعيهء او مركّب از صور بسائط اوست ؛ إذ توجد خاصّة مشتملة على
--> ( 1 ) . ش : ما يكون مبدأ لآثار النوع أى سببا [ لها ] .